در ابتدای قرن بیستم خانم ال دیکسون تازه ازدواج کرده بود و تجربه ای در آشپزی نداشت. او اغلب دست هایش را قطع می کرد یا خودش را در آشپزخانه می سوزاند. ال دیکسون در شرکتی مشغول به کار بود که باندهای جراحی تولید می کند و او به زودی قادر خواهد بود همسرش را به طور فصیح بانداژ کند. او فکر می کرد، اگر نوعی بانداژ وجود داشته باشد، وقتی همسر مجروح می شود و هیچ نمی تواند کمکی کند، اگر بتواند خودش را بانداژ کند، عالی خواهد بود.
بنابراین او شروع به آزمایش کرد. او در نظر داشت که اگر گاز و بانداژ با هم ساخته شوند، می تواند از یک دست برای بانداژ زخم استفاده کند. او یک تکه گاز گرفت و روی میز گذاشت، چسب را روی آن اعمال کرد، سپس گاز دیگر را در یک پد گاز تا کرد و در وسط بانداژ قرار داد. اما مشکلی وجود دارد. ویسکوز مورد استفاده برای این نوع بانداژ در صورت قرار گرفتن در معرض هوا برای مدت طولانی خشک خواهد شد. دیکسون بسیاری از پارچه های مختلف را برای پوشاندن نوار امتحان کرد، به این امید که ماده ای پیدا کند که حذف آن در صورت نیاز دشوار نخواهد بود. بعدها او کشف کرد که نوعی گاز درشت وجود دارد که می تواند این کار را به خوبی به انجام برساند. پس از بهبود شرکت، می توان از آن به طور گسترده ای استفاده کرد.





